وبلاگ اولین طرفدار شهاب حسینی و پارسا پیروزفر

http://www.shop3.parsmeshop.com/images/products/pic1/1586.jpg

محور اصلی سریال داستان در قلب من دو خانواده هستند که‏ رویارویی آن‏ها به‏رغم تأکید مداوم بر دوستی دو پدر از ایام‏ دیرین،رویارویی از نوع‏ طبقاتی‏ست.

گرچه بیش از در پناه تو نیز حمید لبخنده‏ مجموعه‏ ی تلویزیونی ساخته بود،اما ویژگی بارز این‏ مجموعه به‏عنوان اثری که جوان‏ها را مخاطب‏ ویژه‏ی خود قرار داده بود،سبب شد نام او در پناه‏ تو بر سرزبان‏ها بیفتد.از ویژگی‏های این مجموعه، استفاده از شخصیت‏های جوان در فعالیت هنری- دانشکده تئاتر-بود و به این ‏ترتیب،فضای هنری‏ حاکم بر محل اصلی ملاقات‏ها،سبب شد دست‏ کارگردان برای نشان‏دادن رابطه ‏ها بازتر باشد. بیننده‏ی تلویزیون،پس از سال‏ها،خود را در مقابل‏ مجموعه‏ی واقعا عاشقانه‏ای دید که احساسات و عواطف جوانی را با همه‏ی وجود نشان می‏داد.با این‏ مجموعه،همچنین بازیگرانی مثل رامین پرچمی و لعیا زنگنه وارد عرصه‏ی بازیگری شدند که خوب از پس نقش‏شان برآمدند و توانستند کارشان را در سینما و تلویزیون ادامه دهند.

پس از اتمام پخش مجموعه‏ی در پناه تو،به‏ سرعت مجموعه‏ی دیگری توسط حمید لبخنده‏ ساخته شد که بسیاری در انتظار پخش آن بودند تا ببینند محبوبیت در پناه تو تکرار خواهد شد یا نه. حال با گذشت بیش‏از بیست قسمت از مجموعه‏ی‏ جدید در قلب من که نامی در تقابل با در پناه تو دارد،به‏نظر می‏رسد قضاوت تا حدی امکان‏پذیر شده باشد.

حمید لبخنده،از مجموعه‏ی در پناه تو دو دو بازیگر جوان به نام‏های لعیا زنگنه و پارسا پیروزفر را با خود آورد و این‏بار به‏عنوان خواهر و برادر،در کنار یکدیگر قرار داد.از طرف دیگر،ایرج راد و ثریا قاسمی نیز از آن مجموعه،به‏عنوان پدر و مادر دو خانواده‏ی متفاوت،در مجموعه‏ی در قلب من ظاهر شدند.طبق معمول،کارگردان این‏بار نیز دست به‏ جوان‏گرایی زده و نیروهایی را جذب‏کرده-جز رزیتا غفاری که قبلا در هتل کارتن(سیروس الوند)نیز بازی کرده بود-که به‏خوبی از عهده‏ی نقش‏شان به 

شخصیت مریم با شخصیت‏ مونس به‏ هیچ‏ وجه قابل مقایسه‏ نیست.

عنوان نمودی از جوان‏های امروزی،برآمدند.ضمن‏ این‏که چهار بازیگر خوب با نام‏های رضا شفیعی، فریده صابری،حمید رضا اجلالی و علی دهکردی به‏ مجموعه افزوده شده‏اند که به آن‏ها باید حمیده‏ خیر آبادی-این‏بار در کنار دخترش ثریا قاسمی-را نیز اضافه کرد.

در بررسی در قلب من،در درجه‏ی اول باید مخاطب آن را درنظر گرفت.پخش مجموعه،از شبکه سوم نشان از تأکید بر مخاطب جوان و ورزش‏ دوست در کشورمان دارد.از این دیدگاه،می‏توان‏ آهنگ نسبتا کند و با طمأنینه‏ی مجموعه را توجیه‏ کرد که بر ورزش بسکتبال تأکید بسیار زیادی دارد.

شاید بازی چندتن از بازیگران را نیز بتوان از این‏ منظر نگریست،اما از همین‏جا این سؤال نیز مطرح‏ می‏شود که مخاطب مجموعه‏ی تلویزیونی،باتوجه به‏ گستردگی رسانه‏ی تلویزیون،تا چه‏حد می‏تواند بر کیفیت اثر تأثیر بگذارد.آیا بازیگر زنی که نقش‏ شخصیت ده سال جوان‏تر از خود را بازی می‏کند، مجاز است به بهانه‏ی مخاطب جوان،بازی خود را تا حد ادا درآوردن،ارائه‏ی رفتاری لوس با چهره‏ای‏ همیشه خندان-که در آن،قهقه ‏زدن جای لبخند را گرفته-تنزل دهد؟به‏همین‏ترتیب مرد جوان،با سر به زیر نشان‏دادن خود و ارائه‏ی رفتاری مظلومانه، قادر نیست نقش دانش ‏آموز را بازی کند.از طرفی، می‏توان ساده ‏انگاری‏هایی نظیر درمان سارا توسط پزشکی در لباس مردی آس‏وپاس را،ازاین‏جهت‏ بررسی کرد.درحالی‏که وجود چنین ماجرایی در مجموعه‏ی تلویزیونی‏ ای که در ژانر واقعگرا قرار می‏گیرد،محلی از اعراب ندارد،پس در مواجه با مخاطب،همواره باید او را بالاتر از سطحی که هست‏ قرار بدهیم،تا به جای تعالی فرهنگ،به دام‏ ساده‏انگاری نیفتیم.

محور اصلی در قلب من دو خانواده هستند که‏ رویارویی آن‏ها به‏رغم تأکید مداوم بر دوستی دو پدر از ایام دیرین،رویارویی از نوع طبقاتی‏ست.تا آنجا که‏ رضا از خانواده‏ی طبقه پایین،همواره از بردن‏ اجناس متعلق به خانواده‏ی سطح بالا،سر باز می‏زند تا امر بر آن‏ها به حساب نیاید.این‏رو رویارویی‏ ثروتمند و فقیر را باتوجه به سابقه‏ی تاریخی آن در سینمای ایران،باید کاملا جدی گرفت.هرچند کارگردان ازاین‏ جهت کم‏تر دست به سوءاستفاده‏ زده است،بااین‏حال تفاوت‏ها در درام تأثیر خود را می‏گذارند و زرق‏ وبرق خانه‏ای جدید،با کهنگی و قدمت خانه‏ی دیگر،جور درنمی‏آید،همچنان‏که‏ دوستی دو پسر از دو خانواده-باوجود سر بر شانه‏ی‏ یکدیگر گذاشتن و گریستن پس از مسابقه‏ ی‏ بسکتبال-قابل‏ باور نیست.

همین‏جا باید ازساده ‏انگاری دیگری در شخصیت ‏پردازی دوست و همکلاسی موتورسوار سینا و رضا یاد کرد که در قسمت‏های اول،جوانی سبک با شوخی‏های نابجا و مضحک بود و ناگهان با اظهار این جمله‏ی فاضلانه‏ که هرکس می‏خندد،می‏خواهد دردهایش را پنهان‏ کند،به آدمی جدی و مدعی در برابر دوستی سینا تبدیل می‏شود.

از خلال روابط دو خانواده،کارگردان سعی کرده‏ است پیچیده ‏ترین روابط عاطفی را به تصویر بکشد که در این رهگذر،گاه روابطی ابهام‏آمیز-مثل‏ نگاه‏های سینا در اتوبوس به لیلا که بعد از ارتباطی‏ میان آن‏ها و خواستگاری دایی سینا از لیلا نمی‏بینیم-هم مشاهده می‏شود.به جای در پناه تو، این‏بار رابطه‏ های عاطفی،پنهان‏ تر بروز می‏کنند و به‏ سادگی به زبان جاری نمی‏شوند.رضا علاقه‏اش را به‏ سارا همان‏قدر پنهان می‏کند که سارا به او.برای‏ مثال سارا علت شوق‏ وشورش را به هنگام رویارویی‏ با خانواده‏ی رضا صرفا به‏ جهت سرگرفتن ازدواج لیلا با دایی ‏اش عنوان می‏کند و درد دل رضا نزد خواهرش با شوخی‏های لیلا نیمه ‏کاره می‏ماند.اضافه‏ کردن شخصیت دایی با بازی علی دهکردی،همانقدر کارایی دارد که اضافه ‏کردن شخصیت رحمان،برادر کریم و معلم ورزش دانش ‏آموزان.برخلاف این‏روابط که به‏ خوبی پرداخت شده اند-و البته درمیان آن‏هانکته ‏ی مثبت‏ و بسیار قابل‏ توجه در کار حمید لبخنده، توجه به جزئیات‏ تصویری‏ست.

بازی دهکردی نیز با شوخ‏ طبعی‏ های به دور از نقش و سن و سالش همان مشکل حضور لیلا و رضا را دارد- تحول در شخصیت‏ها خوب جانیفتاده است.گذشته‏ از نمونه‏ ی اول که تحول رفتار دوست سینا بود، تحول اسفندیار،پدر بی‏توجه و سهل‏ انگار خانواده نیز غیرقابل باور جلوه می‏کند و خالی از شعارزدگی‏ شخصیت‏هایی که مدام بدشگونی پول و ثروت را تبلیغ می‏کنند،نیست.

در تقابلی که کارگردان بین دو خانواده به‏ وجود آورده، به‏نظر می‏رسد کفه‏ ی سنگین ترازو به سمت خانواده‏ متمول و کفه‏ ی سبک آن به‏ سوی خانواده کم ‏درآمد و وابسته،متمایل شده است.یعنی گرچه خانواده‏ی‏ اسفندیار به‏سبب حضور بی ‏اعتنای او در خانه، مشکل روانی سارا و یا تنهایی و انزوای سینا دچار مشکلاتی هستند که به‏ تدریج رفع می‏شود،اما خانواده‏ ی کریم به‏ واسطه‏ ی تومورمغزی ‏اش و سرخوردگی رضا و منفعل ‏بودن لیلا،با مسائلی‏ لاینحل رودرروست هستند.ازاین‏جهت،خواسته یا ناخواسته،درام و کشمکش دراماتیک،از طریق این‏ تمایزهای نه‏ چندان برابر شکل گرفته است تا بر جذابیت مجموعه افزوده شود و کشش بیش‏تری‏ داشته باشد.اما در این میان،یک نابرابری دیگر نیز دیده می‏شود که به‏ سختی قابل اغماض است: شخصیت مریم(فریده صابری)با شخصیت مونس‏ (ثریا قاسمی)به هیچ‏وجه قابل مقایسه نیست. همسر اسفندیار،زنی‏ست مسلط بر خانواده و کاملا امروزی،که نه‏تنها وظایف خودش را به‏خوبی انجام‏ می‏دهد و مثلا به ‏تنهایی از عهده‏ی معالجه سارا بر می‏آید،بلکه قادر به بیدارکردن پدر خانواده نیز هست و او را از طی مسیری که در پیش‏گرفته،باز می‏دارد و به ‏سمت خود و خانواده‏اش می‏کشاند.اما همسر کریم،با یک بازی دیدنی دیگر از بازیگر با سابقه‏ی سینما و تلویزیون ایران،ثریا قاسمی-زنی‏ بی‏دست‏وپا تصویر شده که لابد به‏ خاطر بی‏سواد بودنش،باید منفعل بماند،گریان باشد و سهمی از مشکلات را بردوش نکشد.سؤال این‏جاست که آیا زنان بی‏سواد در کشورمان مثل مونس هرگز حق‏ خارج‏ شدن از خانه را ندارند،نسبت به مشکلات‏ خانوادگی و حتا بیماری شوهرشان نامحرمند و چنین با بی‏ دست‏ وپایی،مشکلات خود را به یکدیگر منتقل می‏کنید؟در اینجا باید از کار خوب دیگر عوامل مجموعه،مثل ابراهیم حقیقی به‏ عنوان طراح‏ تیتراژ،امیر اثباتی که به ‏عنوان طراح صحنه و لباس، به‏خوبی نقشش را در تمایز میان شخصیت‏ها و خانواده‏ها می‏بینیم و نیز کارن همایونفر که این ‏بار نیز موسیقی نوستالژیک برای متن و تیتراژ ساخته‏ است،نیز یاد کنیم.جالب است که با هوشیاری‏ سازنده‏ی مجموعه،موسیقی،کم ‏حجم و دلپذیر از کار درآمده است و مزاحم به ‏نظر نمی‏رسد.این‏ موسیقی وقتی با حرکات دوربین و تراولینگ‏های‏ زیبای مجموعه همراه می‏شود،حسی دلپذیر به‏ بیننده‏ی مجموعه‏ ی تلویزیونی القا می‏کند که در خاطر می‏ماند.

نکته‏ی مثبت و بسیار قابل‏ توجه در کار حمید لبخنده،توجه به جزئیات تصویری است.او با میزانس آشناست،استفاده از حرکت دوربین را برای‏ زنده‏کردن فضا می‏داند،کار بازی‏گرفتن از بازیگران‏ حرفه‏ای را با همان ظرافت انجام می‏دهد،که به‏ سراغ بازیگران غیرحرفه‏ای می‏رود و آن‏ها را وارد عرصه بازیگری می‏کند.ازاین‏نظر،می‏توان-هرچند جای بحث بسیار دارد-محتوای مجموعه در قلب‏ من را از شکل آن جدا کرد و گفت که محاسن‏ کارگردانی این مجموعه به‏حدی است که اگر کمی از آن در جزئیات متن نیز وجود داشت،شاهد مجموعه‏ای جذاب‏تر و قوی‏تر بودیم.

مجموعه‏ در پناه تو هرگز به پایان واقعی خود نرسید و اصلاح‏های انجام‏شده در قسمت‏های پایانی‏ آن،کار را به‏ سمت خلاف آنچه که قرار بود،کشانید. حال امیدواریم در قلب من که مجموعه‏ای محتاطتر از در پناه تو به‏نظر می‏رسد-که باتوجه به آنچه که‏ بر آن مجموعه گذشت،امری طبیعی است-به‏ سرانجام واقعی خود برسد.

منبع:حقوق زنان

نوشته شده در چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak