وبلاگ اولین طرفدار شهاب حسینی و پارسا پیروزفر

«حمید لبخنده» با ساخت مجموعه «در پناه تو» به چهره اى شناخته شده در نزد مخاطبان تلویزیون تبدیل شد. او قبل از این کار چندین مجموعه با نام هاى «مهر و ماه»، «حکایت نامه»، «میرزایحیى» و «این شرح بى نهایت» را ساخته بود و در چندین فیلم و مجموعه نیز به عنوان بازیگر حضور داشت اما «در پناه تو» شروع تازه اى براى «لبخنده» بود. مجموعه اى که مى توان به جرات آن را اثرى جریان ساز در عرصه تولید سریا ل هاى تلویزیونى نامید. «در قلب من» و «با من بمان» و فیلم سینمایى «آبى» دیگر آثارى هستند که «لبخنده» آنها را بعد از «در پناه تو» جلوى دوربین برد. این مجموعه تلویزیونى پرمخاطب چند هفته اى است که مجدداً پخش آن از شبکه دو سیما آغاز شده است، مجموعه اى که با وجود جرح و تعدیل هاى بسیار، باز هم مورد استقبال قرار گرفت. به بهانه پخش مجموعه «در پناه تو» با لبخنده به گفت وگو نشستیم و درباره مسائل مختلف این مجموعه از جمله انتخاب بازیگران، ممیزى هاى اعمال شده بر کار و... صحبت کردیم.
•••
•شما جزء آن دسته از کارگردانانى هستید که سابقه بازى هم دارید، از زمانى که وارد این کار شدید، دغدغه تان بیشتر بازیگرى بود یا کارگردانى؟
دغدغه اصلى و همیشگى من کارگردانى بود، اما از آنجا که کارم را با بازیگرى شروع کرده بودم، در شرایطى که امکان کارگردانى نبود، تن به بازیگرى مى دادم.
•آخرین کارى که به عنوان بازیگر در آن حضور داشتید، خاطرتان هست؟
آخرین کار صحنه اى ام نمایش «مرده هاى بى کفن و دفن» به کارگردانى استادم حمید سمندریان و آخرین کار تصویرى ام سریال تلویزیونى «جاده» بود، که هر دوى این کارها را در سال ۷۲ انجام دادم.
•دلیل اینکه کارگردانان به بازیگرى گرایش دارند، چیست؟
جاذبه بازیگرى، اولین گرایش اغلب کسانى است که به سمت این حرفه کشیده مى شوند (کارگردانان، فیلمبرداران، طراحان صحنه و....) و در کوران کار است که آن را به سوى ذوق واقعى شان هدایت مى کند. به خاطر دارم در سال ،۱۳۴۶ در گرما گرم تابستان جنوب، وقتى که کلاس هاى بازیگرى دکتر حسینعلى طباطبایى در اهواز تاسیس شد، من هم مثل زنده یاد على سجادى حسینى، رضا خندان، رضا فیاضى و... در آن کلاس ثبت نام کردم و دوره بازیگرى را آنجا گذراندم. در همان سال ها _ دهه ۴۰ _ به همت دکتر کارهاى مطرحى چون چوب به دست هاى ورزیل، سلطان مار، آى با کلاه _ آى بى کلاه، مستاجر و... را در شهرمان (اهواز) روى صحنه بردیم. در همان سال ها یکى دو نمایشنامه هم نوشتم و یکى دو کار را هم کارگردانى کردم.
•تا قبل از «در پناه تو» براى تلویزیون کارى هم ساخته بودید؟
«راویان اخبار» را براى شبکه یک، حکایت نامه، مهر و ماه، میرزا یحیى و بخش هایى از مجموعه «این شرح بى نهایت» را براى شبکه دو ساختم.
•«در پناه تو» چطور به شما پیشنهاد شد؟
درگیر بازى در مجموعه «جاده» به کارگردانى «فریدون فرهودى» بودم، که ساخت سریال «در پناه تو» از طرف منوچهر شاهسوارى که تهیه کننده «جاده» هم بود، به من پیشنهاد شد.
•یعنى فیلمنامه «در پناه تو» آماده تولید بود که شما براى کارگردانى کار دعوت شدید؟
طرح کلى مجموعه در ۲۰۰ صفحه توسط علیرضا طالب زاده نوشته شده و در شبکه دو به تصویب رسیده بود _ و نگارش فیلمنامه با حضور مشورتى منوچهر شاهسوارى، خسرو دهقان و من انجام گرفت. البته نگارش سریال به طور کلى به عهده خود «طالب زاده» بود و همزمان بازیگران را هم انتخاب مى کردیم.
•در زمان نگارش به اسم سریال، یعنى «در پناه تو» رسیدید، یا اینکه این اسم از همان ابتدا براى این مجموعه انتخاب شده بود؟
هنگام نوشتن طرح، منوچهر شاهسوارى این اسم را پیشنهاد کرده بود.
•به انتخاب بازیگران اشاره کردید، این انتخاب چه مدت طول کشید؟
نزدیک به هفت ماه در دفتر آقاى شاهسوارى، اقدام به این مهم کردیم...
•یکى از ویژگى هاى «در پناه تو» معرفى چهره هاى جدید همچون لعیا زنگنه، پارسا پیروزفر، شهرزاد عبدالمجید و... به سینما و تلویزیون بود، اصلاً چطور شد که تصمیم گرفتید از بازیگران ناآشنا براى این کار استفاده کنید؟
براى کارى نو، لازم بود بازیگران تازه انتخاب کنیم. آن روزها در کارهاى تلویزیونى چهره هایى فعال بودند که به گمان من در انتخاب اغلب آنان، اولین اصل _ زیبایى شناسى بصرى _ لحاظ نشده بود. در حالى که ما مایل بودیم این نوع از احساس زیبایى شناسانه در کارمان موج بزند. پس به همین دلیل به تمامى مراکز تربیت بازیگر، اعم از دانشکده ها و کلاس هاى خصوصى اطلاع دادیم که هنرجویان در صورت تمایل براى گذراندن تست چهره، بیان و استعداد به ما مراجعه کنند، در واقع ما به جست وجوى چهره ها و استعدادهایى بودیم که بتوانند نقش هاى سریال را باورپذیر و جذاب ارائه کنند.
•این بازیگران از میان چند نفر انتخاب شدند؟
اگر اشتباه نکنم از میان ۷۵۰ نفر مراجعه کننده.
•با توجه به اینکه تمام بازیگران جوان این کار، از میان چهره هاى ناشناخته انتخاب شدند، چرا نقش اول مجموعه را به «حسن جوهرچى» که بازیگر تقریباً شناخته شده و حرفه اى سینما بود دادید؟
براى این نقش اولین کاندید ما «على دهکردى» بود. در مجموعه «مهر و ماه» با او کار کرده بودم اما او قرارداد سریال«شیخ مفید» را بسته بود و نتوانست با ما همکارى کند. پس از آن در ماه جست وجو، کسى را که از نظر ما بتواند نقش «محمد منصورى» را بازى کند، نیافتیم. تقریباً اواخر جست وجویمان بود که توسط دوستى عکس «حسن جوهرچى» در فیلم «زینت» به من نشان داده شد. وقتى «جوهرچى» به دفتر آمد و با هم گپ و گفتى زدیم، حس کردم براى نقش «محمد منصورى» بهترین گزینه را پیدا کرده ام.
•البته در آن زمان انتخاب چهره هایى مثل «پارسا پیروزفر»، «لعیا زنگنه» و... بسیار جسارت آمیز بود.
واقعاً به نکته خوبى اشاره کردید، آن زمان نگاه مسئولین وقت تلویزیون به بازیگر طور دیگرى بود و انتخاب این افراد کار بسیار جسارت آمیزى به حساب مى آمد. باورتان نمى شود ما در زمان تولید، براى اینکه از زیبایى چهره «پارسا» کم کنیم، مجبور به تعویض لباس هاى او در برخى صحنه هاى سریال شدیم.
•براى نقش هاى «پارسا» و «رامین» با مشکلى روبه رو نشدید، یعنى با دیدن «پارسا پیروزفر» و «رامین پرچمى» به این نتیجه رسیدید که این دو براى نقش هاى مورد نظر مناسب هستند؟
«رامین پرچمى» در اولین روزى که ما تست گرفتن را شروع کردیم به دفتر آمد و تست داد و در همان روز هم براى نقش انتخاب شد، اما «پارسا پیروزفر» وقتى براى این کار تست داد، ریش انبوهى داشت، چون آن زمان او سر فیلم «پرى» (داریوش مهرجویى) بود. من وقتى از او تست گرفتم، سعى مى کردم چهره بدون ریش او را در ذهنم تصور کنم. پس از چند روز کلنجار رفتن با خودم به این نتیجه رسیدم که براى نقش «پارسا» بسیار مناسب است، که البته نقش مشورتى شاهسوارى هم در انتخاب بى تاثیر نبود.
•براى نقش «مریم افشار» که «لعیا زنگنه» ایفاگر آن است، قصد داشتید از بازیگر حرفه اى استفاده کنید یا از همان ابتدا تصمیم تان بر این بود تا از بازیگر غیرحرفه اى و ناشناخته براى این نقش بهره ببرید؟
در طول آن ماه ها و با آن همه مراجعه کننده، هیچ تستى جواب مساعد نداد، ما ناامید از یافتن چهره اى به فکر انتخاب هنرپیشه حرفه اى بودیم که در آخرین روزهاى تست، دوستم غلامرضا رمضانى به کمک ما آمد. او در دفتر شاهسوارى فیلمى ساخته بود و به آن دفتر آمدوشد مى کرد. در آن بعدازظهر نومیدى او به دفتر آمد و گفت: فکر مى کنم آن بازیگرى را که دنبالش هستى پیدا کرده ام.
•منظورشان «لعیا زنگنه» بود؟
بله، منظورش خانم زنگنه بود. «رمضانى» در حال انتخاب بازیگر براى کار جدیدش بود. خانم زنگنه به دفتر او رفته بود. چهره او به کار سریال رمضانى نمى آمد، اما پیشنهاد کرده بود تا «زنگنه» همراهش به دفتر «شاهسوارى» بیاید (آخر تقریباً همه اهالى سینما و تئاتر مى دانستند که ما بازیگر نقش مریم افشار را پیدا نکرده ایم). اتفاقاً خانم «زنگنه» خیلى با اکراه این پیشنهاد رمضانى را قبول کرده بود. اما وقتى به دفتر ما آمد، از جو حاکم بر آنجا خوشش آمد. در هر حال او سرگرم گفت وگو با «منوچهر شاهسوارى» بود که صدایش به گوشم خوش نشست. وقتى که وارد اتاق شدم و چهره اش را دیدم کسى در درونم گفت: این همان «مریم افشار» است، جست وجو کافى است و در تمریناتى که روزهاى بعد انجام دادیم متوجه این حقیقت شدم که «لعیا زنگنه » تنها بازیگرى است که مى تواند چنین نقش دشوارى را با هنرمندى ایفا کند.
•خانم «زنگنه» پیش از «در پناه تو» سابقه بازى داشت؟
از بازیگران گروه دکتر رفیعى بود و در یکى از کارهاى صحنه اى او هم حضور داشت و علاوه بر آن چندین نمایشنامه هم آماده اجراى داشت، که البته هیچ کدام از آنها به روى صحنه نرفتند.


•«در پناه تو» یکى از پرسروصداترین سریال هاى دهه ۷۰ بود، سریالى جریان ساز که اتفاقاً مشمول ممیزى هاى بسیارى شد و براساس همین ممیزى ها بخش هاى عمده اى از داستان حذف شد. حالا سئوال من این است که این ممیزى ها روى فیلمنامه اعمال شد یا اینکه پس از تولید و در زمان پخش این اتفاق افتاد؟
در ابتدا که طرح «در پناه تو» در شبکه دو تصویب شد، ما با مشکلى روبه رو نشدیم، چون در آ ن زمان «مهدى ارگانى» مدیریت شبکه دو را بر عهده داشت. او طرح این مجموعه را خیلى دوست داشت و تا زمانى که در این پست بود، از آن حمایت کرد.
•یعنى در آن زمان فیلمنامه بدون هیچ مشکلى تصویب شد و جلوى دوربین رفت؟
ما فیلمنامه را قسمت به قسمت به شبکه تحویل مى دادیم، قسمت هاى اولیه با مشکلى روبه رو نشدند، اما در ادامه وقتى قسمت هاى دیگر را ادامه دادیم، مسئولین تلویزیون نظرات خودشان را به ما اعلام مى کردند و ما براساس آن نظرات تغییراتى را در کار ایجاد مى کردیم.
•با این اوصاف تغییرات دیگر در هنگام تولید و پس از تغییر مدیریت شبکه دو بر روى سریال اعمال شد؟
بله، دقیقاً خیلى از تغییرات در هنگام تولید و پس از این تغییر و تحولات به وجود آمد. ما آن زمان حدود ۶۰ درصد از کار را تصویربردارى کرده بودیم، که از طرف شبکه دوم به ما اعلام کردند، باید بخش هاى مربوط به زندگى خانوادگى «پارسا» را حذف کنیم و یا آن را براساس آنچه که مدنظر مسئولین شبکه است تغییر دهیم.
•اما این بخش کاملاً حذف شد.
دقیقاً، علت آن هم این بود که دیدیم اگر بخواهیم، بخش هاى مربوط به زندگى خانوادگى «پارسا» را براساس آنچه که مورد نظر شبکه است، تغییر دهیم، قصه جذابیت خود را از دست مى دهد و مخاطب نمى تواند با آن ارتباط برقرار کند، بنابراین تصمیم به حذف آن بخش گرفتیم.
•به همین راحتى با این مسئله کنار آمدید؟
نه، آن زمان ده سال جوان تر بودم و شور و هیجانم بیشتر بود و خیلى در این زمینه مقاومت کردم، اما در هر حال باید با آن کنار مى آمدم.
•پس، با توضیحات شما مشخص شد که «در پناه تو» دو داستان داشت، یکى مربوط به زندگى خانوادگى محمد منصورى بود و دیگرى مربوط به زندگى «پارسا» و قصه «مریم افشار» هم نقطه مشترک این دو داستان بود؟
دقیقاً، اما در یک جایى داستان زندگى «پارسا» از دو داستان دیگر منفک مى شد. قصه به این شکل بود که «پارسا» هم به مانند «محمد منصورى» به «مریم افشار» علاقه مند است، منتها پس از ازدواج «مریم» با «رامین» و مشکلاتى که در زندگى «پارسا» به وجود مى آید، او را به سمت دیگرى سوق مى دهد.
•داستان زندگى «پارسا» به چه شکل بود که این همه مشکل ساز شد؟
خودکشى مادر «پارسا»، ارتباط پدرش با منشى شرکت و... مسائلى بود که به هنگام روایت قصه زندگى «پارسا» با آنها روبه رو مى شدیم.
•چه کسانى قرار بود نقش پدر و مادر «پارسا» را بازى کنند؟
هما روستا نقش مادر و داوود رشیدى نقش پدر «پارسا» را داشتند و نگین صدق گویا هم نقش خواهر او را بر عهده داشت و در کنار این خانواده نقش افراد دیگرى چون خانم «حمیده خیرآبادى»، «سعید داخ» و... هم حذف شد.
•ولى من حس مى کنم مشکل اصلى این بخش از سریال خود «پارسا پیروزفر» بود.
توجه کنید هم داستان خانوادگى «پارسا» به جذابیت قصه محمد، مریم و رامین بود و هم مهمتر از آن مشکل خوش چهرگى و نوع نقش پیروزفر بود. نقش او مثل بعضى از شخصیت هاى رمان برادران کارامازوف رذالت و شرافت را توامان در جان خود داشت.
و بر همین اساس هم به هنگام پخش خیلى از سکانس هاى «پارسا» که ارتباطى هم به زندگى خانوادگى او نداشت، دچار ممیزى شد.
با توجه به اینکه ما بخش هاى خانوادگى زندگى «پارسا» را حذف کردیم، مدیران پخش تا آنجا که صلاح مى دانستند بخش هاى مربوط به او را به طور کامل در مى آورند.
•اگر زندگى «پارسا» و شخصیت او از مجموعه حذف نمى شد آیا باز هم زندگى «محمد منصورى» و شخصیت او به این اندازه به چشم مى آمد؟
اتفاقاً حضور «پارسا» موثر بود، از این جهت که ارتباطش با «محمد منصورى» موجب مى شد تا مخاطب به شناخت بیشترى از «محمد منصورى» دست پیدا کند.
•اما این ممیزى ها فقط محدود به شخصیت «پارسا» و زندگى او نمى شد، چرا که قصه «رامین» هم ناتمام باقى مى ماند.
بله، «رامین» در نهایت دیوانه مى شود و او را در تیمارستان بسترى مى کنند، اما این بخش ها هم بنا به صلاحدید مسئولین پخش از کار بیرون کشیده شد.
•پس این ممیزى در مرحله پخش انجام شد؟
بله، این قسمت ها کاملاً گرفته شده بود و حتى تدوین هم شده بود، اما در بازبینى هاى پخش حذف شدند.
•در پخش مجدد هم من با توجه به اینکه به شکل جسته و گریخته آن را دنبال کردم، حس مى کنم باز هم مجموعه دچار ممیزى هایى شده است.
حس نکنید، یقین داشته باشید، کار آنقدر دچار اصلاحات شده که من بعد از دیدن قسمت سوم تصمیم گرفتم آن را دنبال نکنم.
•مى توانید به موارد حذفى اشاره کنید؟
به نظر مى رسد، در همان ابتدا قسمت هاى ۳ ، ۴ و ۵ به یک قسمت تبدیل شده اند و به عنوان قسمت سوم پخش شد و همین قسمت مرا کلافه کرد و باعث شد تا دیگر سریال را دنبال نکنم.
•با این حساب باید به ممیزان ده سال پیش دست مریزاد گفت.
بله، آنان مردمان با حوصله تر و منصف ترى بودند و چون کار اصلاح را به خودمان واگذار مى کردند، آنقدر همه چیز بى سلیقه به نظر نمى آمد.
•قاعدتاً با توجه به اینکه اثر شما در تملک تلویزیون است و در واقع مالک اصلى کار به حساب مى آید شما حق هیچ گونه اعتراضى ندارید.
بله، براساس قرارداد پس از تحویل کار به شبکه، مالک مادى و معنوى اثر همان شبکه است.
•هم وزن بودن اسامى سریال هایتان، «در پناه تو»، «در قلب من»، «در میان آینه» یا همان «با من بمان» به نوعى تبدیل به امضاى حمید لبخنده شده است.
البته این مسئله در پس ذهنم وجود داشت، اما در نهاد آگاهم نبود. باور کنید پیدا کردن اسم براى سریال خیلى سخت است. من براى انتخاب این اسامى به خود داستان و تم اصلى آن خیلى توجه کردم و پس از یافتن آنها، اسامى مورد نظرم را با دوستانم در میان گذاشتم و بعد از مشورت هاى بسیار آنها را انتخاب کردیم.
•در میان این سه کار هم وزن از لحاظ اسم، «در پناه تو» نسبت به دو کار دیگر شما موفق تر است. در واقع در این کار، با داستان پرفراز و فرودى روبه رو بودیم که تماشاگر به خوبى با آن ارتباط برقرار مى کرد و در لابه لاى این داستان مسائل اجتماعى مورد بررسى قرار مى گرفت. در واقع جذابیت داستان به اندازه اى بود که مخاطب با مثله شده آن هم ارتباط برقرار کرد، اما دو مجموعه «در قلب من» و «با من بمان» فاقد این ویژگى، یعنى یک خط داستانى پررنگ و جذاب بودند.
این نکته درباره مجموعه «در قلب من» درست است، اما درباره «با من بمان» زیاد با آن موافق نیستم. در مجموعه «در قلب من» مى خواستیم جریان بلوغ جوانان را از طریق بررسى شخصیت تعریف کنیم بنابراین از روایت خطى که آغاز و وسط و پایان داشته باشد خوددارى کردیم. همین عامل، یعنى عدم وجود داستان خطى موجب شد تا تماشاگر رضایت کامل نیابد. البته قصد ما بر این بود که به جاى داستان شخصیت ها را پررنگ کنیم تا مخاطب جذب شخصیت ها شود، اما این اتفاق نیفتاد و چنین فکرى در یک فیلم سینمایى جواب مى دهد. اما در سریال سخت به بار مى نشیند.
•پس بر همین اساس، یعنى پررنگ کردن شخصیت هاى داستان از بازیگرانى مثل «پارسا پیروزفر» و «لعیا زنگنه» استفاده کردید؟
بله، دقیقاً.
•من حس مى کنم، انتخاب «پارسا پیروزفر» علاوه بر این دلیل دیگرى هم داشت و آن این بود که به نوعى نامهربانى هایى که به «پارسا» در مجموعه «در پناه تو» شده بود، با حضور در این کار جبران شود؟
البته حذف بخش هاى مربوط به او در مجموعه «در پناه تو» تقصیر من نبود، اما بعد از آن کار نسبت به «پارسا» احساس مسئولیت مى کردم و دوست داشتم به نوعى در کار بعدى ام حضور داشته باشد تا آن نامهربانى ها جبران شود و نقش «رضا» را در، در قلب من براساس او نوشتیم. فیلمنامه را به «پارسا» دادم و او فیلمنامه را خواند به من گفت که از کار خوشش نیامده است و ما مجبور شدیم تا بازیگر دیگرى را براى این کار انتخاب کنیم، اما در هنگام کار دیدیم که به این نقش جواب نمى دهد، بنابراین این بار مجبور شدم تا از «پارسا» خواهش کنم که این نقش را بازى کند، که او هم برخلاف نظر مشورتى مشاورش به خواهش من پاسخ مثبت داد.
•الان که بحث بازیگرى پیش آمد، مى خواستم به یک شایعه اى پاسخ دهید، تا ببینم این شایعه صحیح بوده یا خیر؟
درباره چه کارى.
•درباره انتخاب «یکتا ناصر» براى مجموعه «با من بمان» شایعه شده که او از طرف یکى از تهیه کنندگان سینما به شما معرفى شده و شما هم به خاطر همکارى قبلى اى که با این تهیه کننده داشتید، مجبور به انتخاب «یکتا ناصر» شدید؟
از اولین سریال جدى ام _ مهر و ماه _ تاکنون، براى انتخاب نقش هاى جوان کارهایم از بازیگران تست گرفته ام. براى سریال با من بمان هم نزدیک به صد روز از جوانان مختلف _ و این بار پرشمارتر _ تست چهره، بیان و استعداد گرفتم و همه بر این روال انتخاب شدند. نقش نرگس مینایى، به دلیل حساسیت نقش، با در نظر گرفتن قدرت بازیگرى خانم لیلا حاتمى براى ایشان نوشته شده بود. از ایشان هم دعوت به همکارى شد. اما به دلایل پیدا و پنهان، افتخار همکارى با او را پیدا نکردم. در واقع او مایل به کار با ما نبود و طبعاً جست وجو را ادامه دادم. چشم هاى بازیگرى که مى باید آن نقش را بازى مى کرد، یکى از دلایل مهم انتخاب بازیگر آن نقش بود. خانم ناصر به واسطه گریمور سریال خانم صالحى به دفتر ما آمد و پس از آزمایش هاى اولیه _ که هم سخت بود و هم زمان گیر _ خانم ناصر به جامه نرگس مینایى درآمد که انصافاً براى جان دادن به این شخصیت زحمت بسیار کشید و درخشان ترین بازى سریال را ارائه کرد.
•موضوع بحث ما «با من بمان» نیست، اما نکته اى در این کار وجود داشت که مرا خیلى اذیت کرد، واقعاً خبرنگار شما و تحریریه اى که در آن کار نشان داده بودید، وجود خارجى نداشتند. برخلاف «در پناه تو» که روابط بین دانشجویان و فضاى دانشگاه بسیار ملموس و قابل باور بود، در اینجا همه چیز غیرواقعى و... بود.
من در «با من بمان» مى خواستم سیر تحول یک انسان را در سه مرحله، یعنى دوران دخترى، زنانگى و مادرى به تصویر بکشم و براى به تصویر کشیدن این تحول یک بستر داستانى انتخاب کردم و براى پرورش این داستان از زنده یاد «احمد محمود» نیز مشاوره گرفتم. حال در روایت این داستان با درون مایه اى که مدنظرم بود، خبرنگار بودن نرگس مینایى برایم چندان مهم نبود، چرا که مى خواستم او داراى شغلى باشد که بتواند در هر زمان و مکانى حضور موجه داشته باشد و به همین دلیل به نکات ریز خبرنگارى توجه نکردم.
•معذرت مى خواهم شما به نکات درشت خبرنگارى هم اشاره نکردید، چه برسد به نکات ریز، اما این یک راه حل ساده تر داشت، مثلاً مى توانست «نرگس» یک مددکار اجتماعى باشد. واقعاً اگر او یک مددکار اجتماعى بود، مشکلى پیش مى آمد؟
بله، من به این مسئله فکر نکرده بودم. به نظرم مى توانست مددکار اجتماعى هم باشد، اما نکته اى را هم به شما بگویم. کار ما انعکاسى از واقعیت است، نه عین واقعیت. من در این کار یک تصویر ایده آلیستى از حرفه خبرنگارى ارائه دادم.
•بگذریم، نکته اى که در کارهاى شما وجود دارد این است که از «در پناه تو» تا «با من بمان» اگر چه از لحاظ داستانى دچار افت مى شوند، اما از لحاظ زبان تصویر حرکتى رو به جلو دارند.
واقعاً از اینکه به این نکته اشاره کردید، ممنون هستم. من خودم حس مى کنم در مجموعه «با من بمان» از لحاظ کارگردانى خیلى پخته کار کردم، ولى متاسفانه دیده نشد و مجموعه دچار مسائل حاشیه اى شد. در اکثر نقدها هم فقط به نقد داستان مجموعه پرداختند و حتى اشاره اى هم به نوع کارگردانى نکردند. «تروفو» درباره کارگردانى مى گوید: وقتى فیلم اول را ساختى، سینما را یاد مى گیرى، بنابراین وقتى من کار اولم را ساختم تازه متوجه شدم که چقدر در انجام کارم کاستى دارم، بنابراین شروع به رفع این کاستى ها کردم. من حس مى کنم در مجموعه «با من بمان» این کاستى ها را به حداقل رساندم.
•... و دیگر
امروز اثرى در ایران جواب مى دهد و موفق به جذب مخاطب مى شود که پارادوکس شرایط و موقعیت خودش را داشته باشد، یعنى ضدشرایط و موقعیت ما باشد، ولى اگر همان را با آن موقعیت داستانى روایت کند، عاقبت «با من بمان» را پیدا مى کند.
جا داره از همینجا ازAvinعزیز که لینک این مصاحبه رو برامون فرستادند تشکر ویژه کنم.دست گلشون درد نکنه و ممنونم
نوشته شده در شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak